حکایت تاریخی یعقوب اسحاق کندی و فقیه بلخی: حکایتی در باب علم در برابر تعصب!

یعقوب اسحاق کندی و فقیه بلخی: در زمانی که مأمون خلیفه بود، یعقوب اسحاق کندی، فیلسوف و دانشمند نامدار، به واسطه علم و حکمت خود، جایگاهی ویژه نزد خلیفه داشت.

نادان پول دار و دانای بی پول: وقتی مال و ثروت بر فکر و دانایی ارجحیت پیدا می کند!

نادان پول دار و دانای بی پول: می گویند روزی مردی بازرگان خری را به زور میکشید، تا به دانایی رسید….

حکایت دختر باهوشی که چهل دزد را زمین گیر و اسیر کرد!

دختری که چهل دزد را زمین گیر کرد: دو تا خواهر بودند، يکى تو شهر زندگى مى‌کرد يکى هم تو ده.

داستان پینه دوز دو زنه و آهنگر ساده دل: پینه دوزی که با گفتن رازش، آهنگر را خانه خراب کرد!

داستان پینه دوز دو زنه و آهنگر ساده دل: پينه‌دوزى بود که دو تا زن داشت.

حکایت آموزنده و شنیدنی “پیرمرد کفشدوز و سوزن کفاشی” که هر انسانی باید آن را بخواند و حفظ کند!

پیرمرد کفشدوز و سوزن کفاشی: داستان ها و حکاdات، آینه تمام نمای وضعیت فرهنگی و اجتماعی یک جامعه هستند.

حکایت شغال خر سوار: چهار پند مهم که خر از پدرش به یاد داشت!

حکایت شغال خر سوار: شغالی در همسایگی باغی لانه داشت وهر روز برای آنکه شکمش را سیر کند به باغ می رفت ولی باغبان او را می زد به طوری که شغال زار ونزار شده بود.

اصطلاح استخوان لای زخم گذاشتن: قصاب بیچاره ای که گرفتار حکیم باشی حیله گر شده بود!

حکایت استخوان لای زخم گذاشتن همانند چوب لای چرخ گذاشتن می شود، اما داستان این مثل کمی متفاوت است که با هم می خوانیم.

داستان قدیمی مرد بارکشی که توسط همسرش حسودش رمال شد+قسمت دوم

داستان قدیمی رمال باشی قلابی: رییس دزدها گفت: «بچه‌ها! این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست! اینجا دیگر صحبت رمالی نیست صحبت علم غیب است.